• 1403/11/13 - 08:26
  • - تعداد بازدید: 428
  • زمان مطالعه : 8 دقیقه

«وفاق ملی» رمز پیروزی یک ملت

 
چهل و ششمین فجر پیروزی انقلاب اسلامی هم آغاز شد؛ فجری که با گذشت هر سال از انقلاب، ضرورت وفاداری به اندیشه‌های اولیه حرکت منسجم و حماسی یک ملت را بیشتر در خاطره‌ها زنده نگه می دارد. ملتی که با اراده خود سختی‌های فراوانی را از سر گذراند و تنها یکی از آنها جنگی ۸ ساله بود که ابرقدرت های جهان آن روز با ده‌ها کشور هم‌پیمان می‌خواستند اراده این ملت را درهم بشکنند که نتوانستند و عجیب نیست بگوییم این راه همچنان برای نابودی آرمان‌های یک ملت ادامه دارد تا بار دیگر داغ وابستگی را بر پیشانی آنها تازه کنند. آرمانی که ملت ایران برای آن خون‌های پاکی را تقدیم کرد که در شعار ریشه‌دار آنان همچون «نه شرقی، نه غربی و استقلال آزادی جمهوری اسلامی» یا «اتحاد، اتحاد؛ رمز پیروزی» در دل و جان و تاریخ ملت ثبت، ضبط و جلوه‌گر ماند؛ زیرا برای پیروزی انقلاب اسلامی همه با هم با یکپارچگی پای کار بودند، تا به خواسته خود رسیدند.
 
دکتر پزشکیان رئیس‌جمهور، در دوران رقابت‌های انتخاباتی و پس از استقرار دولت چهاردهم، به طور مکرر از همین مفهوم و نیاز ملی استفاده کرد و «وفاق ملی» را به عنوان محور اصلی گفتمان خود برای برطرف کردن مشکلات موجود، مطرح و نظر اکثریت مردم را به برنامه‌های خود جلب کرده است. او همواره تأکید می‌کند که برای اداره کشور به همکاری، همدلی، همگرایی و همبستگی ملی نیاز دارد.
 
رئیس‌جمهور در رفتار سیاسی و اجرایی خود نیز به اهمیت گفت‌وگو و همکاری میان همه مذاهب، اقوام و ادیان اعتقاد و بر این نکته تأکید دارد که ایران متعلق به همه ایرانیان است و باید منافع ملت بر منافع فردی ترجیح داده شود. او همچنین هدف خود را ترمیم گسست‌ها و تقویت انسجام ملی حول محور قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران عنوان کرد و به همین منظور اولین سفرهای استانی دولت خود را، آن هم دو بار به سیستان و بلوچستان انجام داده است.
 
این ایده رئیس‌جمهور برپایه همان هدف‌های اصلی و اولیه انقلاب اسلامی بوده که یقیناً از چند جهت بی‌نظیر است .چون یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شکل‌گیری انقلاب اسلامی، وفاق ملی در بالاترین سطح بین مردم بود. مردمی که به یکباره به این نتیجه رسیدند باید رژیم وابسته را از بین ببرند، آنها مانند چشمه‌های جوشانی بیرون آمدند و با یکدیگر همدل، همراه و همصدا شدند. این همدلی به آن‌ها کمک کرد تا خیلی زود به اهداف عالیه خود جامه عمل بپوشانند.
 
 اگر به تاریخ ایران، به‌ویژه از دهه‌های اولیه قرن گذشته نگاهی بیندازیم، درمی‌یابیم که بعد از مشروطیت، جریان‌های سیاسی و فرهنگی مختلفی به وجود آمدند که هر یک تلاش می‌کردند عامه مردم را به سوی خود جلب کنند؛ اما چون نقطه مشترک حرکت‌ها، ایمان و اعتقادات دینی حول محور ایران عزیز نبود، بلکه وابستگی به بیگانگان بود، نتوانستند کاری از پیش ببرند و به نتیجه دلخواه برسند.
 
این روند ادامه داشت، اما در سال‌های اوج نهضت اسلامی، جناح‌ها و گروه‌های سیاسی غیرمذهبی ایران تقریباً ماهیت ذاتی خود را از دست دادند و سرسخت ترین جریان‌های سیاسی دارای ایدئولوژی حکومتی آن زمان نظیر حزب توده،چاره‌ای جز کوتاه آمدن در برابر اراده ملت نیافتند، اگر چه حسادت و کینه‌ورزی آنها و سایر گروهک‌ها همراه با دشمنی سرکردگان جهانی شان ادامه داشت؛ اما چون ملت ایران به وحدت حول محور رهبری اصلی انقلاب اسلامی و آرمان‌های مقدس اعتماد و اعتقاد داشت، توانست به مسیر بالنده خود ادامه دهد.
 
بسیاری از جامعه‌شناسان در مورد انسان معاصر و ارتباط او با اجتماع به دنبال
مسایل مادی رفته‌اند، اما ابزارهای مادی نمی‌توانند وفاق ریشه‌ای و عمیقی را در بین مردم به وجود آورند.برای ایجاد و تداوم وفاق، باید مسایل معنوی و مفاهیم عالی الهی، انسانی و فرهنگ مشترک را مطرح کرد. تداوم این وفاق در جامعه ما نیز اقتضا می‌کند که افکار دارای هویت و اصالت در بین مردم بیشتر ترویج و از افکار تفرقه‌افکنانه پرهیز شود.
 
 
به عنوان نمونه، فرهنگ اسلامی ایثار یک عامل مهم در وحدت بخشی عمیق بین مردم است. این نیاز در دفاع مقدس خود را بیشتر نشان داد که با مفاهیم ایثار و شجاعت بر محور مکتب شهادت، کارهای بزرگی انجام شد. اکنون نیز تداوم این راه، نیاز به تقویت مبانی اعتقادی مردم و آشنایی نسل جدید با فرهنگ دینی وفاق و رواداری دارد که می‌تواند ارتباط عمیق‌تری بین لایه‌های مختلف جامعه ایرانی ایجاد کند؛ بدین معنی که وفاق به آن وحدت و اتحادی گفته می‌شود که در دل و عاطفه ریشه داشته باشد. مردمی که به این مرتبه از اتحاد عاطفی رسیده باشند، دیگر نمی‌پذیرند به همنوع و هم‌وطن خود ظلم و خیانت کنند و حقی از آنها برگردنشان باشد، حتی از خود می‌گذرند و به دیگران مهر می‌ورزند.
 
دشمنان ایران، هر روز با توطئه‌ای جدید سعی در خشکاندن ریشه‌های همین وحدت عاطفی را داشتند و دارند تا حدی که برای آن بودجه و هزینه‌های فراوانی هم صرف می‌کنند تا با ایجاد صدها رسانه تفرقه‌افکن به اصطلاح فارسی زبان، اراده سیاسی خود را بر اراده عاطفی مردم ایران تحمیل کنند. در حالی که می‌دانند اگر مردم ایران یکدل و یکصدا باشند، دشمنان هیچگاه نمی‌توانند بر آنها مسلط شوند. 
 
نکته مهم دیگر بحث کسانی است که می‌گویند ملت ایران در چهار و نیم دهه اخیر تک صدا بوده، آنها نیز دچار اشتباهی بزرگ هستند. ملتی که در سال ۱۳۵۷ انقلاب کرد و تاکنون به پای آن ایستاد، ملتی است که تجربه‌های تلخ حکومت‌های قومی و ملوک الطوایفی را داشتند و دیدند حاکمان گذشته همواره قومیتی و موروثی بودند. از آل سامان گرفته تا افشاریه، زندیه، قاجار و پهلوی برپایه شخص زمامدار قومی و فامیلی حکومت ایران را در دست داشتند؛ اما جمهوری اسلامی تنها حکومتی است که با رأی مستقیم مردم و با محوریت «جمهوریت و اسلامیت» به هیچ قوم و زبانی وابسته نیست و به آن ارجحیت هم نداد، بلکه همه با هم حول محور پرچم ایران، قانون اساسی و رهبری غیر طایفه‌ای که رکن اساسی آن را علم و تقوا تشکیل می‌دهد، حرکت کرد و زمامداران و مسوولان خود را هم به مدت و شرایطی که قانون تعیین کرده، قبول دارند تا برای خدمت به ملت و کشور، موقتا مسوولیت داشته باشند.
 
این وفاق و همدلی حول محور وحدت اقوام و مذاهب؛ خراسان و سیستان، اصفهان و آذربایجان نمی‌شناسد، همه یک روح هستند در تن ملت و آنچه تنگستانی و گیلانی و سمنانی می‌خواهد، همان است که کردستانی، خوزستانی و لرستانی، بختیاری و همدانی می‌خواهد.
 
 آیا باید به جامعه‌ای که حول یک محور تجمع کرده و برای تحقق یک هدف می‌کوشد، اجتماع تک‌صدایی لقب داد؟ در حالی که باید گفت مخالفانش یا دشمن هستند و یا بر این همدلی ملی علی‌رغم کثرت اقوام و اقوال، حسادت می‌کنند و کینه می‌ورزند! 
 
در چنین زمانه‌ای که زورمندان جهانی برای تحت سلطه گرفتن دیگران، به دوستان و همسایگان خود هم رحم نمی‌کنند و می‌خواهند سرزمین‌های دیگر را ضمیمه‌ خاک خود کنند، جز این است که ما باید متحد و متفق تر شویم؟ جامعه ما اکنون با این تعریف بیش از هر زمان دیگری به وفاق و مدارای ملی بر پایه مکتب اسلام و خدمت صادقانه و دلسوزانه به همدیگر نیاز دارد؛ زیرا تداوم ملیت ایرانی نیز تنها بر همین پایه تداوم می‌یابد در غیر این صورت تجربه گذشته نشان داد که شکل‌گیری تفکرات قومی، یکپارچگی ایران را تهدید خواهد کرد. همچنان که دشمنان این سرزمین در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی با شعار دروغین حمایت از قوم کرد، عرب، ترک و ترکمن، شورش‌های شیطانی را برای تجزیه ایران به راه انداخته بودند و احمقی چون صدام را به وسوسه انداختند تا با شعار فریبنده قوم عرب، خوزستان ایران را برای خود بگیرد!
 
البته این همدلی ملی مراقبت می‌خواهد، چراکه دشمنان سرسخت و عنودی دارد. از دشمنی که تحدید، تحریم و ترور می‌کند، تا گروه‌های تروریستی، فرقه‌گرای قومی و مذهبی، تجزیه‌طلب و... اینها و بسیاری دیگر دشمنان وفاق ملی مردم ایران هستند؛ اما در داخل هم برخی با صدا و برخی بی‌صدا با کارشکنی‌های خود در عرصه سیاسی و اقتصادی درصدد دلسرد و ناامید کردن مردم هستند؛ این دسته از دشمنان پنهان را نیز نباید فراموش کرد. سودجویان خائن و فاسدی که برای منافع شخصی، یک سازمان و تشکیلات اداری و اجرایی را فشل می‌سازند تا با تضعیف ساختار اجرایی، به تخریب اعتماد عمومی و ایجاد نارضایتی در جامعه کمک کنند، افرادی که برای خواسته مادی خود جامعه‌ای را به نابودی می‌کشانند. شاخصه شناخت این افراد عدم همراهی آنها در شرایط سخت اقتصادی با مردم و زندگی نکردن با سبک زندگی عامه است. این افراد آگاهانه در لباس دوست، بدتر از دشمن به ریشه‌های همدلی و وفاق ملی تیشه می‌زنند و ارزش‌های والای مردمی را نابود می‌سازند که برای آرمان‌های وحدت بخش خود همچون مبارزه با فساد، استقلال و عزت ملی، جان فدا کردند.
 
#مجید زندی ـ پایگاه اطلاع‌رسانی وزارت جهادکشاورزی
  • گروه خبری : یادداشت ویژه
  • کد خبر : 192476
کلمات کلیدی
مریم  مهدوی
خبرنگار

مریم مهدوی

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید